تاريخ : شنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۴ | 18:19 | نویسنده : مریم
راستش را بگویم فقط دارم ادامه میدهم
آنهم به سختی...
و مدام زیر لب این ذکر را تکرار میکنم که:
«ناامید نشو ، شاید اتفاق خوبی در انتهای این راه باشد که ارزش ماندن در مسیر را داشته است...»
فقط دارم ادامه میدهم به امید امیدی که نمیدانم حتی حقیقت دارد یا نه!
که آیا حتی در انتهای این مسیر تک درخت سبزی دیده خواهد شد یا نه...
و گاه فکر میکنم نکند همین جا افتادن و در سرما به خواب ابدی رفتن بهتر است از با امید پیش رفتن و در انتهای مسیر در دندان گرگ ها دریده شدن!!!
آخر امید تنها یک شاید است نه یک حتماً قطعی!
.: Weblog Themes By Pichak :.
