تاريخ : جمعه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۴ | 3:36 | نویسنده : مریم
دوباره شکستم
اما این روزها خیلی فرق کرده ام
در هر شکست و غمی به دنبال فهم جدیدی از خودم هستم
و آنگاه که میفهمم عمیقا چه چیزی مرا شکسته آرام میگیرم
انگار چیزی در من آزاد میشود
انگار بخشی از من از اینکه او را شناخته ام تسکین میگیرد
راستش را بگویم از این که او دوستم نداشت شکستم
از اینکه حس کردم دوست داشتنی نیستم
پذیرفته نشده ام
و وقتی این را فهمیدم آرام گرفتم
نه خیلی زود اما....
فکر نکن الان خودم را دوست دارم یا خودم را دوست داشتنی میدانم
خیر
اما همین که بخش زخمی خودم را دیدم انگار کمی آرام شدم
ولی نمیخواهم شجاعتم را برای دوباره تلاش کردن برای شروع هر رابطه ای از دست بدهم
ترسو بودن و پاپس کشیدن چیزی جز زخم ابدی نیست
پس پیش به سوی دوباره جنگیدن
.: Weblog Themes By Pichak :.
