تاريخ : پنجشنبه بیستم آذر ۱۴۰۴ | 18:56 | نویسنده : مریم
من آدم خيلي خوبي نيستم
اما آدم کاملا بدي هم نيستم
ايراداتي دارم که نميدانم ژنتيکي است يا حاصل تجربيات کودکيم اما
با من است...
من خيلي از آن آگاه نبودم تا چند سال پيش
باور کني يا نه اصلا دوستشان ندارم اما چه کنم؟
به سبب آن، اشتباهاتي در گذشته داشتم که قابل جبران نيست
آسيب هايي زدم که قابل پاک کردن نيست
ولي من همينم
مجبورم خودم را بپذيرم و تلاش کنم همراه دوست داشتن خودم آن اشتباهات را تکرار نکنم
در غير اين صورت يا افسرده خواهم شد يا ديوانه يا خودم را از شدت غم خواهم کشت...
اين تنها چيزي است که به ذهنم ميرسد
.: Weblog Themes By Pichak :.
